مرتضى مطهرى
655
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
درآيند . اين يك دورهاى است كه مشخّص اصلىاش اين خصوصيت است . دلگرم نبودن برده به كار ولى اين دوره دوام پيدا نمىكند و اينها هم كه مثال مىزنند بيشتر مثالهايشان را از وضعى كه در دولت رم بوده مىآورند كه البته وضع به اين شكلى كه مىگويند ، در همه جاى دنيا تعميم نداشته است . تا بعد يك سلسله تحولاتى به وجود مىآيد كه آن نظام بردگى ديگر قابل بقا نيست به دو جهت « 1 » : يك جهت اينكه خاصيت نظام بردگى اين است كه چون برده خودش مالك هيچ چيزى نيست قهراً دلگرمىِ به كار ندارد و بنابراين محصول كارش زياد نيست و اگر جامعه برسد به حدى كه به كار بيشتر نياز داشته باشد و همان ارباب خود را به درآمد بيشترى نيازمند ببيند گاهى براى او صرف مىكند كه يك مقدار به اين برده آزادى بدهد براى اينكه بر ميزان كارش و بر محصول و كاركرد او افزوده بشود ، كه ما نظير اين را گاهى در دورههاى خودمان مىبينيم ؛ مثلًا مىبينيم يك دولت استعمارى كه يك جا را ابتدا به صورت مستعمره دارد و آنجا به حسب ظاهر اختيارش خيلى بيشتر است و بنابراين درآمدش هم بيشتر ، بعد آن مستعمره را آزاد مىكند - واقعاً هم آزاد مىكند - و به آن استقلال مىدهد منتها يك نوع قراردادهايى هم با او مىبندد كه اين قراردادها لااقل به صورت ظاهر از قبيل قراردادهايى است كه ميان دو ذى حقِ متساوى هست ولى بعد در نتيجهء نهايى مىبينيم كه آن سودى كه از اين كار برده است بيشتر است از آنچه كه در دوران سابق مىبرده ؛ يعنى وقتى عاقل باشد و منطقى فكر كند همان سودپرستى به او اجازه مىدهد و به او حكم مىكند كه اين وضع را به وضع ديگرى تغيير بدهد ؛ همينطور كه مىگويند انگلستان از هندوستانِ آزادشده بيشتر منفعت برد تا هندوستان مستعمره ، يعنى ضمن اينكه اين آزادى به نفع هند و هندى بود در عين حال او هم از كار خودش زيانى نبرد . البته اينجا روى اصولى كه اينها مىگويند من نتوانستم چيزى به دست آورم و خيال هم نمىكنم چيزى باشد كه اينها از نظر تكامل ابزار توليد قضيه را چگونه توجيه مىكنند . اگر ما تنها از اين نظر بگوييم كه روز به روز بر عدهء بردگان افزوده مىشد و همينطور كه طبع بشر هست روز به روز بر فشار برده داران هم افزوده مىشد چون بر حرص اينها افزوده مىشد ، روز به روز بيشتر مىخواستند ولخرجى كنند و بيشتر مىخواستند كه يك كارى بكنند و بيشتر بر بردهها فشار مىآوردند و اين امور تدريجاً بردهها را با يكديگر متفق و متحد كرد و بعد از طرف بردهها قيامهايى عليه اينها صورت گرفت كه بردهها حق خودشان را به زور گرفتند ؛ اگر اينجور توجيه
--> ( 1 ) [ ظاهراً فقط يك جهت ذكر شده است . ]